دكتر عقيقى بخشايشي

1807

چهارده نور پاك ( فارسي )

روزى رحلت فرمود . وقتى خبر درگذشت آن حضرت پخش شد ، سامراء به حركت درآمد و سراپا فرياد و ناله گرديد و بازارها تعطيل و مغازه‌ها بسته شد . بنى هاشم ، ديوانيان ، امراى لشكر ، قاضيان شهر ، شعرا ، شهود و گواهان و ساير مردم براى شركت در مراسم تشييع حركت كردند ، سامراء در آن روز يادآور صحنهء قيامت بود ! وقتى جنازه آمادهء دفن شد ، خليفه برادر خود ، " عيسى بن متوكل " ، را فرستاد تا بر جنازهء آن حضرت نماز بگزارد . هنگامى كه جنازه براى نماز روى زمين گذاشتند ، عيسى نزديك رفت و صورت آن حضرت را باز كرد . و به علويان و عباسيان و قاضيان و نويسندگان و شهود نشان داد و گفت : اين " ابومحمد عسكرى " است كه به مرگ طبيعى درگذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خليفه نيز شاهد بوده اند ! ! بعد روى جنازه را پوشاند و بر او نماز خواند ، و فرمان داد براى دفن ببرند . . . " . ( 1 ) تلاش مذبوحانهء جعفر كذاب " ابو الأديان " مى گويد : من از خدمتگزاران امام عسكرى ( عليه السلام ) بودم و نامه‌هاى آن حضرت را به شهرها مى بردم . در مرضى كه امام با آن از دنيا رفت ، به خدمتش رسيدم . حضرت نامه‌هايى نوشت و فرمود : اينها را به " مدائن " مى برى ، پانزده روز در سامراء نخواهى بود ، ر روز پانزدهم كه داخل شهر شدى ، خواهى ديد كه از خانهء من ناله و شيون بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشته اند . گفتم : سرور من ! اگر چنين شود ، امام بعد از شما كيست ؟ فرمود هر كس بر جنازهء من نماز گزارد ، قائم بعد از من او است . گفتم : نشانهء ديگرى بفرماييد . فرمود : هر كس از آنچه در ميان هميان ( كمربند ) است خبر دهد ، او امام بعد از من است . هيبت و عظمت امام مانع شد كه بپرسم : مقصود از آنچه در هميان است چيست ؟

--> 1 . الفصول المهمة ، چاپ قديم ، ص 307 - 308 .